سلام
دلم می خواد حرفامو بزنم ولی نمیدونم چرا نمیتونم
ولی از دست خودم شاکیم دیگه نمیتونم سرم رو جلو هیچکس بالا بگیرم ازت شرمندم
دیگه خسته شدم از از بدبختی خودم که برای تو هم مشکل ساختم
میدونم خجالت میکشی از اینکه با منی که حتی یه قرون...........
ولی بدون دوست دارم و سعی میکنم زندگیمون رو اونجوری که می خوای بسازم
میدونم تحمل این رفتارای منو نداری برای همین میگم منو ببخش......
*******************************

اگه بتو دل داده ام منو ببخش چه ساده ام
اگه به خاک افتاده ام ولی هنوز آزاده ام
هنوز هنوز ساده دلم هنوز همون آواره ام
میخوای بدونی چی میگم میخوای بدونی من کیم
یه عاشقم ....یه عاشقم.....یه عاشقم......

حرفای من حرفه دله
هر چی که هست حقیقته
هستی من تو زندگی این دل پر محبته
اگه که من سر خورده ام بتو پناه آورده ام
اگه به خاک افتاده ام ولی هنوز آواره ام
هنوز هنوز ساده دلم هنوز همون آواره ام
میخوای بدونی که چی میگم
میخوای بدونی من کیم
یه عاشقم.....یه عاشقم....یه عاشقم
حرفای من حرفه دله
هر چی که هست حقیقته
هستی من تو زندگی این دل پر محبته
اگه که من سر خورده ام بتو پناه آورده ام
اگه به خاک افتاده ام ولی هنوز آواره ام
هنوز هنوز ساده دلم هنوز همون آواره ام
میخوای بدونی که چی میگم
میخوای بدونی من کیم
یه عاشقم.....یه عاشقم....یه عاشقم
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 5:31 بعد از ظهر توسط امیر
|
سلام
خب دیگه وقتش رسیده چند وقتی دور باشم از هر نوع ارتباطاتی
موبایل اینترنت sms chat
ما هم باید بریم زیر پرچم ......
یعنی به خدمت مقدس سربازی مشرف شدیم
دیگه چیکار کنیم
از جلو نظام ، به راست راست ، قدم رو و ........ دیگه از اینجور چیزا
پروازمون که به احتمال زیاد کنسل شه( عاشورا ) ۱۸/۱۰/۱۳۸۷
مکان هم که نا کجا آباد
بلیط برگشت هم تاریخ نداره
تا روز برگشت ........
تا اون روز نظر یادتون نره ها
بای تا های
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387 8:22 بعد از ظهر توسط امیر
|
چند وقتی هستش که کم میام اینجا
اینجا رو دوست دارم خیلی دلم تنگ شده براش
ولی خب الان........
فعلا با جازه
بای تا های
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387 11:56 بعد از ظهر توسط امیر
|
میراث تاراج پاییزم
میبارم میرقصم میریزم
لبخندت فرجامم
میجویم آرامم
در صحن ایثار چشم تو
دستانت خاک من

میرویم میرویم
با اشک پربار چشم تو
آیین پاکت را مهمانم
در مهر پیدایت پنهانم
دور از تو آوارم
بی باران میبارم
با روح سرشارت نابم کن
دور از تو بیتابم
بیخوابم بیخوابم

با شعر چشمانت خوابم کن
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 10:48 بعد از ظهر توسط امیر
|

وقتی رفتی باز هوا بد شد
هر چی غم بود جلو پام سد شد
ماهو از نگاه من دزدید
ابری که از آسمون رد شد
گلها پژمردن وای گلها مردن
شاخه هاشون زیر پا خم شد
ابرها باریدن دلها پوسیدن
روزگار من پر از غم شد
وقتی رفتی باز هوا بد شد

هر چی غم بود جلو پام سد شد
ماهو از نگاه من دزدید
ابری که از آسمون رد شد
این دلم مرده بسکه آزرده
بسکه غصه تورو خورده
بی خبر مونده از همه رونده
قاصدک خبر نیاورده
وقتی رفتی باز هوا بد شد
هر چی غم بود جلو پام سد شد

ماهو از نگاه من دزدید
ابری که از آسمون رد شد
دیگه برگرد یار
دیگه بس کن ناز
دل من از غصه داغون شد
بی تو من خسته ام
در ها رو بسته ام
همه جا واسم یه زندون شد
وقتی رفتی باز هوا بد شد
هر چی غم بود جلو پام سد شد
ماهو از نگاه من دزدید
ابری که از آسمون رد شد
گلها پژمردن وای گلها مردن

شاخه هاشون زیر پا خم شد
ابرها باریدن دلها پوسیدن
روزگار من پر از غم شد
وقتی رفتی باز هوا بد شد
هر چی غم بود جلو پام سد شد
ماهو از نگاه من دزدید
ابری که از آسمون رد شد
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 3:40 بعد از ظهر توسط امیر
|
سلام
ولادت امام علی (ع) و روز پدر بر همگان بخصوص پدران عزیز مبارک باد.

چرا وقتی که آدم تنها میشه
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه
میره یک گوشه پنهون میشینه
اونجا رو مثل یه زندون میبینه

غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر میزنه
غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه
یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار

غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه
غم تنهایی اسیرت میکنه
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 10:8 قبل از ظهر توسط امیر
|
اگه تنهایی بده واسه منم هست
دل تو مردده واسه منم هست
اگه عاشق توئه عشق منم هست
اگه لایق توئه واسه منم هست

اگه دل تو سینته منم همینطور
اگه اون دیوونتو منم همینطور
اگه سهم تو غمه منم همینطور
زندگی جهنمه منم همینطور
اگه دل تو سینته منم همینطور
اگه اون دیوونتو منم همینطور

اگه سهم تو غمه منم همینطور
زندگی جهنمه منم همینطور
اگه مال اون میشی دلم چی میشه
میگی تو بی ارزشی دلم چی میشه
تو میگی باید برمدلم چی میشه
میگی من مقصرم دلم چی میشه

حیف چشمایه تو که ازم بگیریش
دلی که داده بودی رو ازم بگیری
به خدا سختمه برام واسش بمیری
قدرتو نمیدونه تو بی نظیری
حیف چشمایه تو که ازم بگیریش
دلی که داده بودی رو ازم بگیری
به خدا سختمه برام واسش بمیری
قدرتو نمیدونه تو بی نظیری
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 9:31 قبل از ظهر توسط امیر
|
چه خوبه همیشه ما با هم باشیم

من و تو دشمن درد و غم باشیم
چه خوبه دلامون از امید پره
غم داره از من و تو دل میبره
من با تو خوشم تو خوشی با دل من
از دست من و تو غصه ها خسته میشن
من با تو خوشم تو خوشی با دل من
از دست من و تو غصه ها خسته میشن
من با تو خوشم تو خوشی با دل من
از دست من و تو غصه ها خسته میشن
چه خوبه همیشه ما با هم باشیم

من و تو دشمن درد و غم باشیم
چه خوبه دلامون از امید پره
غم داره از من و تو دل میبره
چه خوبه همیشه ما با هم باشیم
من و تو دشمن درد و غم باشیم
چه خوبه دلامون از امید پره
غم داره از من و تو دل میبره
من با تو خوشم تو خوشی با دل من
از دست من و تو غصه ها خسته میشن
من با تو خوشم تو خوشی با دل من
از دست من و تو غصه ها خسته میشن
من با تو خوشم تو خوشی با دل من
از دست من و تو غصه ها خسته میشن
...

+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 2:50 بعد از ظهر توسط امیر
|

كمكم كن ، كمكم كن
نذار اينجا بمونم تا بپوسم
كمكم كن ، كمكم كن
نذار اينجا لب مرگ رو ببوسم
كمكم كن ، كمكم كن
عشق نفريني بي پروايي مي خواد
ماهي چشمه ي كهنه
هواي تازه ي دريايي مي خواد
دل من درياييه
چشمه زندونه برام
چكه چكه هاي آب
مرثيه خونه برام
تو رگام به جاي خون
شعر سرخ رفتنه
تن به موندن نمي دم
موندنم مرگ منه
عاشقم ، مثل مسافر عاشقم
عاشق رسيدن به انتها
عاشق بوي غريبانه ي كوچ
تو سپيده ي غريب جاده ها
من پر از وسوسه هاي رفتنم
رفتن و رسيدن و تازه شدن
توي يك سپيده ي طوسي سرد
مسخيك عشق پر آوازه شدن
.jpg)
كمكم كن ، كمكم كن
نذار اين گمشده از پا در بياد
كمكم كن ، كمكم كن
خرمن رخوت من شعله مي خواد

كمكم كن ، كمكم كن
من و تو بايد به فردا برسيم
چشمه كوچيكه برامون
ما بايد بريم به دريا برسيم
دل ما درياييه
چشمه زندونمونه
چكه چكه هاي آب
مرثيه خونمونه
تو رگ بودن ما
شعر سرخ رفتنه
كمكم كن كه ديگه
وقت راهي شدنه
كمكم كن...
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 7:38 بعد از ظهر توسط امیر
|

مگه گناه من چیه؟
قاتل عشق من کیه؟
هر چی میگم بهش بگو
این دل من دیوونشه
میگی بابا بگذر از این
نفرت تو، تو خونشه
این دل من منتظره
بهش بگه دوستش داره
اما نمیخواد ببینه
این دل من دیوونشه

مگه گناه من چیه؟
که راضی به مرگه منه
دلم میخواد داد بزنم
قاتل عشق من کیه؟
هر کی باشه
هر جا باشه
یه لحظه اروم نباشه
به درد عشق دچار بشه
اما یه درمون نباشه
هر کی باشه
هر جا باشه
یه لحظه اروم نباشه
به درد عشق دچار بشه
اما یه درمون نباشه
هر چی میگم بهش بگو
این دل من دیوونشه
میگی بابا بگذر از این
نفرت تو، تو خونشه
این دل من منتظره
بهش بگه دوستش داره
اما نمیخواد ببینه
این دل من دیوونشه
مگه گناه من چیه؟
که راضی به مرگ منه

دلم میخواد داد بزنم
قاتل عشق من کیه؟
هر کی باشه
هرجا باشه
یه لحظه آروم نباشه
به درد عشق دچار بشه
اما یه درمون نباشه
مگه گناه من چیه؟
قاتل عشق من کیه؟
قاتل عشق من کیه؟

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 10:23 قبل از ظهر توسط امیر
|
رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونمو دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشقو امید
همیشه محتاجه به نور خورشید
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 11:13 قبل از ظهر توسط امیر
|

هی با توام که بی خبر
دلو سپردی به سفر
منو گذاشتی با دلم
بی یه نشونی در به در
من با توام رفتی کجا
آهای غریبه آشنا
چه ساده از من بریدی
بستی دلو به جاده ها

خسته شدم از این به بعد
اسمتو من نمیبرم
میخوای بیا میخوای نیا
نازتو من نمیخرم
خسته شدم از این به بعد
اسمتو من نمیبرم
میخوای بیا میخوای نیا
نازتو من نمیخرم
نازتو من نمیخرم

انگار نه انگار که یه روز
خاطره هامون یکی بود
قول و قرارمون یکی
حال و هوامون یکی بود
هنوز گلای خشک تو
رو تاقچه ی اتاقمه
عطر حضور تو
ولی تو لحظه های من کمه
تو نیستی و صدات هنوز
مرهم زخمای منه
ترانه ی نگاه تو
مونس شبهای منه
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 8:13 بعد از ظهر توسط امیر
|

خيلي دلم تنگه برات ....
ميخوام بخونم از چشات ...
خيلي دلم تنگه برات
براي اون خاطره هات
ميخوام كنارت بمونم
ميخوام بخونم از چشات ...
رفتي و شب موندني شد
قصه ها سوزوندني شد
ترانه تلخ سفر
بدون تو خوندني شد ...
وقتي كه بارون مي گيره
هق هق من جون مي گيره
رفتي و اين دل هنوزم
مثل قديم دوستت داره ...
بارون ديگه بند نمي آد
انگار اونم تورو مي خواد
چشم انتظارت مي مونم
حتي اگه دلت نخواد ...
بارون ديگه بند نمي آد
انگار اونم تورو ميخواد
چشم انتظارت مي مونم
حتي اگه دلت نخواد ...
خيلي دلم تنگه برات ....
ميخوام بخونم از چشات ....

+
نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386 1:37 بعد از ظهر توسط امیر
|

وقتي چشمام پر اشكه وقتي قلبم بي قراره
وقتي پابه پاي ابرا چشم من بارون مي باره
وقتي مثل يه پرنده ميرم و گوشه مي گيرم
وقتي با نبودن تو توي هر لحظه مي ميرم
با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم بي قرارم
وقتي خواب تو مي بينم خواب عاشقونه ي تو
وقتي كه قطره ي اشكو مي بينم رو گونه ي تو
وقتي قلب عاشقم رو پيش پاي تو مي ذارم
وقتي كه بلور اشكو واسه تو هديه مي يارم
با يه حس عاشقونه انتظار تو رو دارم
من يه ماهي تو يه دريا تو كه نيستي بي قرارم

تو كه نيستي تو كه نيستي قلب عاشق بي قراره
آرزوي تو رو داشتن باز تو رو يادم مي ياره
تو بدون كه بي تو هرگز شب من سحر نمي شه
جز تو چشمام واسه هيچكس نمي باره تر نمي شه
هنوزم حس نيازت از تو قلب من نرفته
كاش بدوني كاش بدوني زندگي بي تو چه سخت

+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386 8:29 بعد از ظهر توسط امیر
|

من میخوام همیشه عاشق بمونم
به تو چشمای روشنت قسم 
با ترانه های آفتابی تو
میتونم به صبح فردا برسم 
اینهمه خاطره رو چیکار کنیم
نمیتونیم که از اونا بگذریم 
واژه شروع شعر من تویی
بیا تا آخر خط با هم بریم 
واسه چی میخوای که تنهام بذاری
چرا باید تو رو از یاد ببرم
یادمه یه روز نشستی رو به روم
گفتی که محاله از تو بگذرم
بیا با هم آسمونو طی کنیم
تو به من یه فرصت تازه بده
میدونم که چشمای عاشق تو
راه و رسم عاشقیو بلده
توی این شبهای تلخو سوتو کور
بیا تا خورشیدو پیدا بکنیم
اگه امروزو گرفتن ازمون
بیا فکری واسه فردا بکنیم 
من میخوام همیشه عاشق بمونم
به تو چشمای روشنت قسم 
با ترانه های آفتابی تو
میتونم به صبح فردا برسم 
اینهمه خاطره رو چیکار کنیم
نمیتونیم که از اونا بگذریم 
واژه شروع شعر من تویی
بیا تا آخر خط با هم بریم

+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 6:23 بعد از ظهر توسط امیر
|